Tuesday, December 25, 2007

کریسمس مبارک



تولد عیسی مسیح را به تمام مسیحیان ایران و جهان تبریک میگم. آرزوی سالی همراه با سلامت و موفقیت برای همه هموطنان عزیز آرزو دارم.

کاش آقای احمدی نژاد و دولت ایشون هم برای بهتر شدن وضعیت اقتصادی مردم ایران در سال جدید، بیشتر با کارشناسان اقتصادی مشورت، و به نظرات کارشناسی آنها عمل کنند.

Wednesday, December 19, 2007

THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN IS FACING ITS BIGGEST POLITICAL TEST IN 28 YEARS

In four months time, Iranian people will participate in a parliamentary election. A challenging election for the people and most definitely a crucial one for the Islamic Republic.

First, I would like to delve into the neighbouring country's, Iraq, developments after almost four years of occupation.


The US and its allies have toppled the Saddam Hussein's regime in Iraq in 2003. The first aim of the invasion was to remove the so-called Weapons of Mass Destruction(WMD) from the Saddam's hand. The failure to find any such weapons in Iraq forced the invaders to turn to the issues of human rights and democracy for Iraqis. The irony is that Saddam was in power for almost three decades in Iraq, when his regime was enjoying all kinds of support from the West. Have the human and democratic rights of Iraqis been violated by him during his rule? Oh yes, they have! Have the US and its allies seen those violations? Of course they have! So, why did not they stop him then but now? All of these questions and many others should be asked when it comes to talk about war for human rights and democracy for the people of the Middle East. But, I guess it called politics and interests. I leave it here.

However, regardless of the above questions and answers, today, what we see in Iraq is that Iraqis, from all sides of political spectrum and religious believe, are freely participated in political process. In Iraq, there is no undemocratic single body to check the eligibility of the political parties and individuals for their participation in an election. There is freedom of press, media, and freedom of speech, sounds like a good start for a democratic country to me.

Now, in Iran, there is no freedom of press, media or freedom of speech. There are lawyers, journalists, university students, academics and the union activists in jail, news papers have been banned on a regular basis. Political parties are not existed. There is no free political activity in Iran, unless you follow the powerful minority.

On top of these, there are different unelected, undemocratic bodies in place to make sure that an election is not free and fair for all! No kidding, I am serious. I give you a very prominent example, the Guardian Council, its role is to check and pass the eligibility of the candidates before an election. The twelve members body has power to even reject all of the candidates before they can be tested by the people's vote! This means these twelve persons will decide for the whole eligible voters in the country even before an election is held! Is not it a joke? I would say it is! This kind of joke has been going on for far too long in Iran.

Well, this coming parliamentary election is different. It has different characteristics, the time is different, the Islamic Republic's position front of people inside Iran is different, and the Islamic Republic position front of the world is also different. Iranian people have closely been watching the political process in both neighbouring countries Afghanistan and Iraq in the last seven years. They are perfectly aware of their political system in place in Iran, and they are not happy with it. They know that it is time to demand their human and democratic rights, now! They can do it by demanding a free and fair election for all Iranian, and it is up to the political bodies in Iran to choose, which way they prefer to go.

There are not many options available for the authorities, either you are with the people or against them!

We have to wait and see it in four months time!

Tuesday, December 18, 2007

احمدی نژاد در مکه



ای کاش در زمانی که آقای احمدی نژاد در مکه هستند از خداوند بخواهند که اول با معجزه ای ترمز این قطار هسته ای را قبل از تصادف و تلفات احتمالی درست کند و بعد هم ایستگاهی برای شام و نماز مسافران (مردم) ساخته شود. برای رضای خدا و مردم! همینجوری
Photo by BBC

Wednesday, December 12, 2007

ایران دانشگاه است، و مردم همه دانشجو

جمهوری اسلامی ایران باید این واقعیت را بداند و بپذیرد که با دانشگاهی بنام ایران و دانشجویان آن، مردم، به مقابله رفتن کاری عاقلانه نیست!

از مدتها قبل و با نزدیک شدن به روز 16 آذر، روز دانشجو، از جانب دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی تحرکاتی جهت برخورد و کنترل حرکتهای دانشجویی در سطح کشور آغاز شده بود. این تحرکات شامل تهدید دانشجویان به دستگیری و در مواردی همراه با دستگیریهای گسترده فعالین دانشجویی در سراسر کشور همراه بود.اگرچه دراکثر موارد دانشجویان در تماس با خانوادهای خود سلامت خود را اعلام کرده اند، اما کماکان در بازداشت بسر میبرند.

با وجود تمامی تهدیدات و دستگیریها، مراسم روز دانشجو با شکوه تمام برگزار گردید. دانشجویان با شجاعت رسالت جایگاه دانشجو و دانشگاه را در جامعه فریاد زدند. دراین شرایط حساس تاریخی کشورمان که خطرات جدی امنیت جانی، مالی، منافع ملی کشور و حتی تمامیت ارضی کشورمان را نیز تهدید میکنند، این قشر فرهیخته جامعه با وجود تمامی مشکلات و سختیها بمیدان آمد وهم زمان در دو جبهه رسالت خود را انجام داد. اول، دفاع از حقوق و جایگاه خود در جامعه و آزادی در فضای اختناق و سرکوب، و دوم، رساندن صدای خود و مردم ایران به قدرتهای بیگانه برای بر حضر داشتن آنها از دخالت در امور داخلی کشور ایران که تنها وظیفه مردم ایران است ولاغیر.

شجاعت و آگاهی دانشجویان ایرانی داخل کشور مثال زدنی و قابل تحسین است.

جمهوری اسلامی باید هر جه سریعتر و بدون قید و شرط تمامی دانشجویان در بند را ازاد کند و بداند که امروز در مقابل دانشگاهی بنام ایران و دانشجویانی بنام مردم ایستادن، کاری عاقلانه نیست!

دنیا با دقت نگاه میکند!

Tuesday, December 4, 2007

امتحان بزرگ و تاریخی انتخابات آینده مجلس در ایران

امروز و در شرایط حساس منطقه خلیج فارس و خطراتی که مردم و کشورمان ایران را تهدید میکنند، شاید به جرات بتوان انتخابات آینده مجلس را سرنوشت سازترین واقعه در تاریخ 28 ساله جمهوری اسلامی دانست. در عین حال میتوان آن را برای حاکمان سیاسی ایران، یک امتحان بزرگ سیاسی نیز نامید.

مدت 7 سال است که آمریکا با شعار حقوق بشر و دمکراسی و با تکیه بر قدرت برتر نظامی خود وارد منطقه شده است.در این مدت، دو کشور افغانستان و عراق اشغال شده اند، صدها هزار انسان جان خود را از دست داده اند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی بر دو کشور وارد شده است. خسارات جانی غیر قابل جبران والبته خسارات مالی قابل جبران و تضمین شده توسط منابع نفتی و موقعیت جغرافیایی استراتزیک کشورهای افغانستان و عراق. اما تمام این تحرکات بنام حاکم کردن حکومتهای دمکرات و پایبند به رعایت حقوق بشر در منطقه انجام شده است. اما برای مثال، با توجه به 3 دهه حاکمیت صدام حسین بر عراق و حمایتهای همه جانبه غرب و به ویژه امریکا از حکومت خودکامه و دیکتاتور او، بوضوح میتوان دید که جهان غرب و بویژه امریکا دقدقه ای بنام حقوق بشر و دمکراسی را برای مردم عراق نداشته اند و ندارند. هر چه هست منافع اقتصادی و استراتژیک آنان است و بس!

حال، این حیاهو در اطراف کشور ما، ایران، بر پاست، حقوق بشر و دمکراسی برای من و شما. البته حیاهوی بلند تری هم بنام بحران هسته ای، غنی سازی اورانیم، به موازات این دو در جریان است. این سه موضوع، که البته غنی سازی اورانیم مهمترین آنها، حداقل برای غرب و امریکا که همانا نگرانی اسرائیل است، باعث رویارویی تهران و شورای امنیت گردیده است. تاکنون دو قعطنامه تحریم از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد بر علیه ایران صادر شده است، و آمریکا اخیرا تحریمهای یکجانبه خود را بر علیه سپاه قدس(شاخه ای از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی) و مراودات مالی برخی از بانکهای ایرانی به اجرا گذاشت. تمامی این تحرکات همزمان با چانه زنیهای معمول دیپلماتیک برای تشویق و ترغیب ایران به کنار گذاشتن فعالیتهای نگران کننده هسته ای انجام میشوند.
نتیجه،ایران هنوز بر ادامه غنی سازی اورانیم اصرار میورزد، آمریکا برای تصویب قعطنامه سوم بر علیه ایران در شورای امنیت تلاش میکند و همزمان و در صورت شکست راهکارهای دیپلماتیک تهدید در بکارگیری قدرت نظامی و نابودی تاسیسات هسته ای ایران میکند.
خوب، یکبار دیگر داده ها را مرور میکنیم، غرب به سر کردگی آمریکا و با شعار آوردن حقوق بشر و دمکراسی برای مردم در کشورهای منطقه وارد شده است. بدون وارد شدن به دلایل اصلی در پشت لشکر کشی و کشتار و خسارات پی آمد آن، در ظاهر دو نظام خود کامه و دیکتاتور طالبان و صدام سرنگون و نظامهای دمکرات، آزاد برای مشارکت تک تک شهروندان این دو کشور و مبتنی بر رای مردم جای آنها را گرفته اند. در هر دو کشور مانعی برای مشارکت در سیاست و انتخاب کردن و یا انتخاب شدن بر مبنای باورهای مذهبی، ایدیولوژیک، زبان، رنگ پوست و غیره وجود ندارد.
حال مردم ایران در مقابل انتخاباتی قرار میگیرنند که از طرفی باید مراقب تهدیدهای خارجی که جان، مال و منافع ملی کشورشان را تهدید میکنند باشند، و باید توسط این انتخابات پیغام بلوغ و هشیاری سیاسی خود را بدنیا نشان بدهند. و از طرف دیگر به دنبال دستیابی به حقوق بشری و سیاسی خود از طریق مشارکت در یک انتخابات آزاد برای کلیه احزاب و گروههای سیاسی و منفردین سیاسی مایل به شرکت در انتخابات باشند.
اینجاست که محک بزرگ تاریخی و سیاسی حاکمان سیاسی کشورمان زده خواهد شد، بخصوص در مجالس نظارتی مانند شورای نگهبان! باید منتظر شد و دید!



Thursday, November 22, 2007

مذاکره، تنها راه حل بحران ایران-امریکا، هسته ای، عراق، خاور میانه

در چند روز آینده باید منتظراتفاقات قابل توجه در رابطه با کشورمان باشیم، مذاکرات ایران و آمریکا بر سر مسائل عراق، دولت و شخص آقای احمدی نژاد از اولویت خاصی برخوردارند. چون این اتفاقات میتواند که تعیین کننده خیلی از اتفاقات خوب و یا بد آینده باشند تصمیم گرفتم که نگاهی اجمالی به آنها بیندازم.
اول اینکه، در اوایل ماه نوامبر و بعد از کنفرانس عراق که برای بررسی مشکلات امنیتی و بهتر بگویم ثبات عراق دراستانبول ترکیه برگذار شد امریکا 9 نفر از ایرانیان بازداشتی در عراق را آزاد کرد. در پی آزادی این افراد گزارشهای مثبت در مورد پایین آمدن در صد خشونتها، حملات به نیروههای آمریکایی مستقر در عراق واز آن مهمتر پایین آمدن آمار تلفات سربازان آمریکایی در عراق هر روز شنیده میشود. اظهار نظرهای، اگرچه محتاطانه، مقامات رسمی آمریکا از وزیر دفاع، آقای گیتس، گرفته تا فرماندهان نظامی مستقر در آمریکا و یا در عراق تماما نشانهای مثبتی بوده اند. این اتفاقات نهایتا به درخواست رسمی آمریکا از ایران برای دور سوم مذاکرات در مورد عراق انجامید. آمریکا هفته گذشته توسط سفارت سوئیس بعنوان حافظ منافع آمریکا در ایران در خواست مذاکرات را کرد، و ایران پذیرفت.
حال، دور سوم این مذاکرات در آینده نزدیک انجام خواهد شد. اما سوال اینجاست، در شرایطی که بحث مسئله هسته ای، تحریمات یکجانبه آمریکا علیه ایران و اصرار آمریکا برصدور قعطنامه سوم و تحریمات شورای امنیت همزمان و موازی با مسائل و مشکلات عراق در جریان است، آیا طرفین میتوانند که بر سر میز عراق مشکلات خود را حل و فصل کنند و بر سر میزهای دیگر تهدید و دعوا؟! جواب این سوال ساده نیست، اما نظر من این است که شما با رعایت احتیاط لازم میتوانید که با کمک خود زمینه را برای جلب اعتماد طرف مقابل فراهم و متاقبا انتظار جلب اعتماد خود را از طرف مقابل داشته باشید. علائم و شواهد حرکت در مسیر درست را نشان میدهند.
اتفاق جالب و قابل توجه دیگر این هفته، سر مقاله روزنامه جمهوری اسلامی در مورد دولت احمدی نژاد و برخورد شخص آقای رییس جمهور با مخالفین سیاسی سیاست های خود در قبال مسئله هسته ای بود. اهمیت این موضوع به جایگاه این روزنامه که بعنوان ارائه کننده دیدگاه سیاسی رهبر جمهوری اسلامی، آقای خامنه ای، شناخته میشود بر میگردد. بر خورد سر دبیر این روزنامه با اقای رییس جمهور را میتوان بر خورد رهبر جمهوری اسلامی تلقی کرد، و وقتی که رفتار و عملکرد آقای رییس جمهور را در رابطه با رقبای سیاسی خود، غیر اخلاقی، مغایر با شئونات اسلامی و از همه مهمتر "غیر قانونی" مینامند، شاید که پیغام بزرگتر و مهمتری بهمراه داشته باشد.
من شخصا مایلم که بر روی ابزار قانونی موجود در قانون اسا سی برای برخورد با تخلفات "غیر قانونی" آقای رییس جمهور تمرکز و تاکید کنم. چون با توجه به موارد ذکر شده در بالا، مذاکرات ایران و آمریکا بر سر مسائل عراق و بحث هسته ای، شاید این ابزار برای جلو گیری از کارهای "غیر قانونی" آقای رییس جمهور لازم باشد!

Tuesday, November 20, 2007

تشکیل "کمیته صلح" توسط خانم شیرین عبادی


خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، روز دوشنبه، 19 نوامبر، در یک کنفرانس خبری که در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بر گزار شد،" تشکیل کمیته صلح" را اعلام کردند.
در روزهای اخیر شاهد افزایش فشار آمریکا مبنی برعملکرد ایران به قطعنامه های صادره شورای امنیت در تعلیق غنی سازی اورانیم بوده ایم.از طرفی بی توجهی تهران به خواسته های بین المللی در این رابطه باعث بالا گرفتن حدس و گمانه زنیها در مورد حمله نظامی به تاسیسات غنی سازی در ایران گشته است.
در این راستا خانم شیرین عبادی دست به ابتکار جالبی زدند، کمیته ای بنام "کمیته صلح" را بر پا کردند. ایشان در این رابطه گفته اند: "آنچه ما می خواهيم و به دو طرف هشدار می دهيم رعايت حقوق بين الملل است. نه آمريکا می تواند و اين حق را دارد که در مورد ايران خارج از ضوابط بين المللی عمل کند و نه ايران می تواند ديواری به دور خودش بکشد و بگويد که اين کشور با قطعنامه های سازمان ملل کاری ندارند." این حرکت در جنین لحظه تاریخی و سرنوشت ساز برای مردم وکشور ایران، و شاید جهان، نشان از بینش، آگاهی، مردم دوستی، وطن پرستی و احساس مسولیت ایشان دارد.
ضمن اعلام حمایت از ابتکار ایشان، حمایت از این حرکت را وظیفه یکایک هموطنان ایرانی و شهروندان صلح طلب دنیا میدانم.
در عین حال مایلم تاکید مضاعفی بر گفته ایشان که " نه ایران میتواند دیواری به دور خودش بکشد و بگوید که این کشور با قطعنامه های سازمان ملل کاری ندارند"، داشته باشم و به تصمیم گیران در تهران گوشزد کنم که قطعنامه های شورای امنیت، مسلما کاغذ پاره نیستند!